استادان متعددی داریم که کل یوم از بی عملی ملولند و می گویند چرا به متخصصین (یعنی خودشان) میدان داده نمی شود . در برخی موارد هم حق دارند. اما بعد

مکرر پیش آمده که فرصت اظهار نظر، پیشنهاد و انتقاد برای اینها پیش آمده اما ناز می کنند که ما حوصله دردسر نداریم .مثلا در مواردی خدمتشان می رسیدیم برای اظهارنظری که ضمانت شده چاپ می شود و در همان مسئله قبلا کلی نقد مطرح شده بود،ایشان حتی در مسائل فنی هم تقیه می کنند.بعد می گویند چرا مسئولین علم غیب ندارند که نظرات ما را اجرا کنند!

فی المثل برخی از بچه های فلسفه به برخی اساتید-در دانشگاه های مختلف- گفتند که نسبت به مدل کنکور دکتری امسال اعتراض کنید ، حداقل به وزارت خانه بفرمایید این همه سوال منطق از بچه های غرب درست نیست. اساتید محترم چنان عقب می روند که انگار با چنین حرفی تک تیراندازهای سازمان سنجش امشب می آیند ترورشان می کنند! بعد به ما که می رسد حس می کند چون چادر سرمان است، نماد نظامیم، می داند هم دستمان به هیچ جا بند نیست شیر می شود صدر تا ذیل، غرب تا شرق دین و دولت را به قول خودشان یک جور دیگر می فهمند.

 ما که حافظ حقوق فلسفه و علوم انسانی مان این است اصلا بیایند تعطیلمان بکنند، نهایتا اهل علم خیلی که رگ گردنی شوند ، چهارتا دردودل با دانشجویشان بیشتر می کنند. بس که ....