قبل از این آدم ها چه می کرده اند؟ منظورم قبل از راه اندازی سامانه ثبت نام جهت پیاده روی اربعین است.

یا قبل از این که به سازمانهای دولتی هزینه بیمه و خدمات درمانی بابت هر نفر 259.000 ریال و حق الزحمه کارگزاری 100.000 ریال بپردازند، چه کسی کارهای آنها را می گزارد و مراقبشان بود؟

حتما خیلی سخت بوده.

یا اصلا قبل از اینکه ما ایرانی ها مداح و موکب رسمی از طرف کلیه اداراتمان به عراق صادر کنیم؟

و غذاها و آهنگ ها و روش های بسیار دولتی مان را در مسیرها بپراکنیم، چگونه آدم ها به پیاده روی اربعین می رفتند؟

عراقی های بینوا، ایرانی های سختی کشیده در فراق ظهورات دولت.

***

من با نظم و قانون خیلی موافق هستم. اما وقتی کاری دارد انجام می شود و به نحو احسن هم انجام می شود، واقعا چه ضرورتی دارد که سازمانهای دولتی ما خودشان را آن وسط پرتاب کنند؟

بسیار خوب. فرض می کنیم افرادی هستند که درخواست چنین خدماتی از دولت دارند و مثلا عاشق این هستند که وارد سامانه شوند و اسم بنویسند و پول بدهند، چه دلیلی دارد که این خدمات! را وسط جاده زیبا و روان و وسیع از قبل موجود، به شکلی قهری و انحصار طلبانه، پهن کنیم و بگوییم تا من اجازه ندهم، نمی روی؟

اگر قضیه بهانه ی پول گرفتن است، این همه بهانه سکولار.

نمی شود وسط این آیین عمیق و ریشه دار که در آن مردم فقط با خدا و با امامشان روبرو هستند/بودند، بساط نکنید؟

این مادی کردن، سکولار کردن و فروکاهی این گردهم آیی بزرگ به قالب های تنگ دولت مدرن نیست؟

چرا کسی با این دخالت بی جا و ناموجه مخالفت نمی کند؟

***

آنان که رفته اند می دانند اربعین چقدر بی واسطه، چقدر شیرین، چقدر خالی از ادا، چقدر وسیع و بلند نظرانه بود/ان شاء الله می ماند.

اربعین جایی بود که می شد نفس راحت کشید، خلوص را دید، آدمها و قلب ها و خدمات و خدمات و جان نثاری های صمیمانه شان را،

اربعین پر از آزادی بود، بهترین و پاک ترین و مقدس ترین آزادی ها،

فقط جان ها و حسین(ع).

فقط همین.

که حالا خرده خرده از دست می رود.