به جای عیدی

وقتی آدم ازدواج می کند (یا بچه دار می شود هم) همه احساس وظیفه می کنند که شما را راهنمایی کنند. از بین این توصیه ها، برخی شان بسیار مفید و برخی هم ناجور اند. برخی هم برای آدم نصیحت کننده و برخی دیگر خوب است، اما لزوما مناسب شما نیست.

توصیه های کلّی هم اغلب خوبند و توصیه ی ناجور بین جزئی ها بیشتر پیدا می شود مثلا توصیه ی "زیباشناسانه رفتار کن" خوب است.اما توصیه ی "هرگز نگذار شوهرت بی آرایش ببیندت" دیگه نسخه ی سرطان پوسته.مورد منجر به طلاق هم داشته تازه.

در اینجا و به نیّت "زکات توصیه " و به امید حفظ زندگی هایمان از بلیّات بی خردی و خودپسندی وآخرالزمانی و ...برخی شان را خدمتتان عرض می کنم:

1- باید هوای هم سرت را داشته باشی.او هم همه جوره هوای تو را داشته باشد.اما هرکس خودش بپاید که از این هواداری طرف، هوا برش ندارد.

2-مثلا تو با مامانت یا بابایت چقدر توافق داری؟ چقدر اختلاف داری؟ چقدر دعوا می کنی؟ بعد دعوا که می کنی، ازشان جدا می شوی یا بیست سال است با هم همینطور تلخ و شیرین می سازید.حالا چه توقعی از این آدم که دو روزه به هم رسیدید، داری؟ امان بدهید.زود از هم ناامید نشوید.

3-با زوجهای خوب زیاد رفت و آمد کنید. مخصوصا این اوایل که دارید تازه نقشتان را یاد می گیرید. با زوجهای ناجور هم نروید. ناخودآگاه یاد می گیرید.حتی دقت کنید می بینید خیلی دعواها بعد گشتن با این زوجهای ناجور است.

4- کتاب "چراغ دل زنت را روشن کن" را بده مردت بخواند.خودت هم "چراغ دل شوهرت را روشن کن" بخوان. علاوه بر تزهای کلّی اش، کلی پیشنهاد فانتزی رمانتیکی داره که صدسال به عقلت نمی رسه.جان تو!

                                         خدا توفیق دهد ادامه دارد.

پ.ن1)از گویندگان این "نصایح بالمعنی الخیرخواهی" متشکرم.

پ.ن2)شما هم بیفزایید،متشکر می شوم.

گفتگو1

 

-           خوب.می خوای چه شکلی بشی؟

-          هیچی.فقط می خام ورزش کنم.برای سلامتی، شادی این چیزا.

-          باشه.اون وقت برای کی میخای؟

-          چی را برای کی می خوام؟

-          تناسبت را دیگه.برای چه موقع می خای؟ یه ماه دیگه؟ عید؟ تابستون؟

-          یعنی در این حد میشه انتخاب و برنامه ریزی داشت؟

-          حالا نه در اون حد.اما خوب شما اگر جلسات خصوصی اسم بنویسی و...

اینجا را دوست ندارم. نمی خواهم بمانم.


اوصیک

می خواهم این  http://deevarha.blogfa.com/ را بخوانید

اگر به مادرت، هم سرت

اگر به تولدت اهمیت می دهی

می خواهم گاهی به این ها فکر کنی.

همین

برای بانو و همه ی فلاسفه ی نگران

یه بار احمد گفت زن نمی گیره چون زن غذا میخاد. درباب اینکه احمد کیه باید بگم احمد، فقط احمد است و غذا میخاد چنان که روشنه یعنی خرج داره.

زیاد پیش می آید که دانشجوهای فلسفه از من می پرسند تو چه طور غذا می خوری؟ اگر ادامه تحصیل بدم اوضاع بهتر میشه؟

خب من متخصص مسائل شغلی یا پیشگو نیستم اما می توانم تجربه های خودم و دوستانم را بگویم:

1-خدا روزی رسان است.

2-آدم برای پولدارشدن نمیاد فلسفه. اما معنیش این نیست که آدم از فلسفه نمی تواند پول دربیاره.

3- عموما اگر آدم در رشته ای "خوب" باشد، جای خودش را پیدا می کند. تجربه ی من اینه که کار هست.ما کار بلد نیستیم. موارد زیادی پیش اومده که به من کاری پیشنهاد شده اما نه خودم و نه دوستان بیکارم -علی رغم تصور خودمان- کاربلد نبوده ایم.

به  این ترتیب اگر دنبال کار هستید، ابتدا سعی کنید دانش و مهارتهایتان را در سطح و عمق و تنوع گسترش دهید. تک هنره نباشید. اقل مهارتهای لازم در کار یک اهل فلسفه عبارت است از دانستن یک زبان تخصصی(یعنی مثلا انگلیسی فلسفه یا عربی فلسفه در حد توان ترجمه ی متون تخصصی)،  مهارت در نوشتن و آمادگی برای ورود در حوزه های جدید فلسفه. لذا مثلا منی که از پس ترجمه متون ساده برنمی ایم، یک صفحه متن فارسی را هم نمی توانم به شکلی قابل فهم بنویسم، فقط هم پراگماتیسم بلدم طبیعی است که در بازار کار وضع خوبی ندارم.از سوی دیگر دوستان زیادی دارم که هرکس کاری دارد به آنها مراجعه می کند و ایشان هم همیشه سرشان شلوغست.   پس بکوش که صاحب هنر شوی                               

                                            ان شاء الله ادامه دارد