خانوم گفته ها.

- همسایه ها نه می توانند درد آدم را ببینند و نه دندان آدم را.

رابطه عشق و نفرت همسایگی، دلیل بر پنهان کاری رنجها و شادی ها.

-زادان کنند، رودان کشند.

یعنی بچه ها دست هایی که والدین داده اند، پس می گیرند.

یعنی تر مکافات عمل والدین را فرزندان می کشند.

- غذای اشکنجه(eshkanje)

یعنی تند یا شور، پر ادویه.

- مثل عروس انگور.

بسته به بستر سخن یعنی مغرور یا منزوی یا معطل یا علاف یا گرفتار و گیر افتاده.

مثال: نیگاش کن. مثی عروسی انگور نیشسس بالا مجلس.

مثال2: یه ساعته من مثی عروس انگور اینجام تا تو بیای.

ظاهرا معادل تهرانی اش جوجوقوقو است.

- خوب و سخت و نازنین.

یعنی عالی.

نونی شوور ندون

مقدمه: از همان اول ،بخش خانوم را در نظر داشتم. اما هربار به دلیلی نشد که بنویسمش. زین پس گه گاه به این هم  رسیدگی می کنم، ان شا الله

و اما "خانوم" کیست؟ ما به مادربزرگهایمان می گفتیم: خانوم. خب خانوم ها هم همه شان یک عالمه کلمه و اصطلاح دارند که ما جوانها دیگر بلد نیستیم. می خواستم گاهی بعضی از این واژه ها یا حتی آداب پیر و مغفول را نمایش دهم، از باب حفظ زبان و تاریخ و حرفهای خوشمزه ی خانوم خودم.

نونی شوور ندون:

نان شوهر ندان، غذایی که شوهر از آن بی خبر باشد.

گویا پیش از  تب لاغری معاصر هم کم خوراکی یک حرکت شیک زنانه به حساب می آمده است.لذا خانم ها پیش از صرف غذا با همسرشان یک چیزی می خورده اند تا بتوانند جلوی شوهرشان کم غذا بخورند و این گونه جالب انگیزتر باشند.

این را می شود یک تحلیل مردسالارانه هم کرد که کل لذت این اصطلاح را از بین می برد. به هر حال گویا زنان به هر غذای خارج از برنامه ی غذایی خانواده ، نونی شوور ندون اطلاق می کنند.

صدای النگوها

 مثلا وقتی چندتا مرد تا شب سر کار مانده اند، یکی شان ممکنه بگه :برم یه دست کوبیده بگیرم؟ یا مثلا : "خبس یخته پنیر بخرم ، نونم داریم. هان؟"

بعد یکی شان باشد که بگوید: " من که میرم شام با صدای النگوها بخورم. شوما خود دانید." یا مثلا " نه دیگه. من هوس شام با صدای النگوهای عروس ننه کردم. خدافس."

این یکی ممکن است شبیه حج مرتضا باشد یا شاید خود حج حسن است.

این یک مرد است که نمی گوید دلم هوای زنم را کرده، هوای اینکه هی برایم غذا بکشد، گوشتهایش را جدا کند برایم بگذارد،

نمی گوید دلم می خواهد دستهایش را ببینم که خسته شده،

نمی گوید دلم هوای زنم را کرده، از صبح ندیده امش،از صبح تا حالا،

فقط می گوید"شام با صدای النگوها" می خواهم.

* شما می دانستید در زبان و فرهنگ فارسی چنین اصطلاحی هست؟ من که پایش غش کردم.

*برای خودم متاسف شدم که همیشه از النگو متنفر بوده ام.