۱ - این دین خیلی زن دارد، در نقش های مختلف: مادری، هم سری، دختری، کنیز، بازرگان، محدّث... در شرایط مختلف: آغاز دین، محاصره، جنگ، عروسی، فقر، دارایی... در سن ها و زمانه های مختلف هم دارد. از زمان حضرت آدم(بگویم حوا) تا هاجر تا فاطمه (س) تا زینب تا...حکیمه بانو تا... زن حسابی داریم. حتی در آیین های مختلف هم دارد مثلا حج که این همه زن دارد یا عزاداری کربلا یا...

اگر دین بلد بودم زنها و زنانه های این دین را می نوشتم که دیگر هیچ کس به خاطر گفتمان مردانه با خدا شکرآبش نشود، که این بساط نباشد که هست. گمانم زنها به خاطر زنیتشان هم که شده باید بیشتر دعای فرج بخوانند.

.

- 2ما  خیلی به حضرت زهرا (س)ارادت داریم: بچه هایمان را به نامشان ، اسم می گذاریم، برایشان مراسم می گیریم، گریه هم می کنیم. اما نمی توانیم از خرج لباس یک مهمانی مان هم برای فقیری بگذریم چه رسد لباس عروسی ببخشیم، دکورمان هم باید چشم همه را دربیاورد، شوهرمان هم از دیدنمان شاد نمی شود، اخبار  هم گوش نمی دهیم چه رسد به فعالیت اجتماعی و سیاسی.اساسا وارد بحث عبادت هم نمی شوم.

نه من که زنم بیش ازین خواسته ام یاد بگیرم، نه کسی جز حجاب حضرت ، واقعا درس دیگری از ایشان به من داده است.(بیایی فرض کنیم حجابشان را خوب فهمیده ایم مثلا.)گفتمان مردانه هم دلش نمی خواهد به زنها بگوید مثل حضرتش، حق طلب باشید، وقتی دست مردان را محذورهای مردانه می بندد، شما زنانه و آزاد، حقّ باشید.نمی گوید شمای زن غیرشاغل هم دنبال علم باشید. نمی گوید می شود آدم با هم سرش به هزار و یک دلیل تفاوت مشی داشته باشد و هر دو حقّ باشند، نمی گوید که زن، می شود زن باشد و مادر هم باشد و قرة العین هم باشد و محجوب هم باشد و خیلی چیزهای دیگر هم باشد و الگوی صاحب الزمان هم باشد.

دارم بی انصافی می کنم درباره ی کدام امام یا خود پیامبر خاتم این همه تحلیلی و کاربردی دانسته ایم که درباره ی این بانو؟واقعا از امام حسن عسگری (ع)یا اصلا امام باقر(ع) چه می دانم؟ یا از امام حسین آن همه معروف چه می دانم چنان که زندگی اش کنم؟یقه ی گفتمان مردانه را رها کنیم.

من فقط ارادت دارم و به قول آقای قرائتی حاضرم صد لیتر اشک بریزم اما از خانه ی فاطمه یا فهمش یا نقش سیاسی اش یاتلاشگری اش یا ایثارگری اش یا حضور پشت جبهه اش یا... نمی خواهم بیاموزم. من کمی تا قسمتی ارادت به حضرتش دارم و  البنه هم چنان امید به معجزه اش.