زن ها و دیگر زن ها.

نشسته ام پای وبلاگ آن زن و اشکم درآمده؛

همه اش حرف گلهاست، حرف عشق، حرف غذاهای خاصی که می پزد، پارچه ها، لباس ها، دسرها

تمام عکسهایش پر از گل است پر از زیبایی؛

عکس هایی که من می دانم و مطمئنم واقعا مال خانه ی خودشان است،تازه خانه ای که در شهر نازیبایی مثل تهران است؛

از خودش به شیوایی و صراحت حرف می زند، از خانه اش، همسرش،عزیزانش، همه ی آدمها و اشیای حتی جزئی زندگی اش؛

همه چیز زندگی اش، مسائلش، نحوه ی مواجهه اش با آنها، قالب وبلاگش، عکس خودش، در مقیاسی هیولایی زنانه است

نشسته ام پای وبلاگ آن زن و خودم و مسائلم و وبلاگم را باخته ام. آنها همه مثل یک تابلوی گلدوزی پر از جزئیات و بی نهایت زیبا و تزئینی و من و مسائلم و نحوه ی زندگی ام و ....مثل...، مثل ...،مثل یک میز بزرگ پذیرایی یا نهارخوری که جدی و خشک و با کاربردهای عینی است و قدری هم هنر در ساختنش چاشنی شده است.

به او حسادت می کنم؟

نمی دانم! نه!

به هرحال اشکم را درمی آورد.

 

در دنیا دونوع زن وجود دارد :

آنهایی که در زمان واحد حداکثر دو گل سر استفاده می کنند؛

آنهایی که در زمان واحد حداقل دو گل سر استفاده می کنند؛

این تقسیم را می توان به نحو دیگری ارائه داد:

آنها که در زمان واحد از هر امر تزئئینی حداکثر یکی آویخته اند؛

آنها که در زمان واحد از هر امر تزئئینی حداقل یکی آویخته اند و اگر بتوانند دو انگشتر یا دو النگو یا...استفاده می کنند.

این دو گروه با هم یک عالم فاصله دارند.مثلا بیشتر خانم معلم ها و کلا زنان عمیقا شاغل (یعنی درونا،از دل، زن خانه دار معهود نیستند ولو باشند)  از گروه اولند، در مقابل خیلی از افراد گروه دوم بیشتر طلا دوست دارند و بیشتر مهمانی می روند و خب یه عالمه فرق دیگر.

نکته ی مهم آنست که عضو هر گروه باشی با حسرت و غروری توامان به گروه دیگر نگاه می کنی.

****

دو مطلب بالا هم معنی نیستند.گرچه مرتبطند. خلاصه یعنی منظورم این نیست که من مال گروه اولم و صاحب وبلاگ مال گروه دوم.

 

 

 

 

نونی شوور ندون

مقدمه: از همان اول ،بخش خانوم را در نظر داشتم. اما هربار به دلیلی نشد که بنویسمش. زین پس گه گاه به این هم  رسیدگی می کنم، ان شا الله

و اما "خانوم" کیست؟ ما به مادربزرگهایمان می گفتیم: خانوم. خب خانوم ها هم همه شان یک عالمه کلمه و اصطلاح دارند که ما جوانها دیگر بلد نیستیم. می خواستم گاهی بعضی از این واژه ها یا حتی آداب پیر و مغفول را نمایش دهم، از باب حفظ زبان و تاریخ و حرفهای خوشمزه ی خانوم خودم.

نونی شوور ندون:

نان شوهر ندان، غذایی که شوهر از آن بی خبر باشد.

گویا پیش از  تب لاغری معاصر هم کم خوراکی یک حرکت شیک زنانه به حساب می آمده است.لذا خانم ها پیش از صرف غذا با همسرشان یک چیزی می خورده اند تا بتوانند جلوی شوهرشان کم غذا بخورند و این گونه جالب انگیزتر باشند.

این را می شود یک تحلیل مردسالارانه هم کرد که کل لذت این اصطلاح را از بین می برد. به هر حال گویا زنان به هر غذای خارج از برنامه ی غذایی خانواده ، نونی شوور ندون اطلاق می کنند.

دو دیگر نوشته بر "به عروسها شلیک می کنید."

آن "شلیک به عروس ها" را برای آدمهای بسیار خوب و حسابی ای نوشته بودم که به نظرم در حوزه ی ازدواجشان در حد و اندازه ی سایر ابعاد زندگی شان ظاهر نمی شوند و این برای همه بد استُ همه ی آنها که به ایشان نگاه می کنند.

بعدترش سفالگرجان این را نوشت برای آن قلب مهربان ...

و بعدتر ترش بولوت نوشت که از انتخاب ما نترس

ما هم باهاشون گفتگو کردیم.

گفتم شاید برایتان جالب باشد