چراغ را یک لحظه روشن می کند تا برای سحری بیدار شوم

من گیج خواب سعی می کنم  تصویر یک ثانیه ای اتاق را بشناسم:

نجف که نیست

کربلا هم

سامرا اصلا هتل نرفتیم

پس کاظمین است که یک شب بودیم

یک شب ...دیشب بودیم

آخ دیشب...پس اینجا

آخ اینجا خانه است

تا به حال ازپیدا کردن خودم در خانه این همه غمگین نشده بودم.