جبرگرایی زیست شناختی و حجاب:مردان هم آدمند.
-نکته: البته ممکن است بد/حجابی نیز انفعال زنان در جهت کسب رضایت مردان تلقی شود.
به این ترتیب بسیاری از کنش های نابهنجار مردانه که می توانند به طریقی مرتبط با بد حجابی وبد پوششی تلقی شوند، نهایتا به زنان منتسب می شود. این مسئله در بسیاری از واکنشها به وقایعی چون ماجرای خمینی شهر ،تهران ...موارد جنایات تا تعرض های کمتر جدی به زنان نیز مشاهده می شود. به بیان ساده فعل مردان در این موارد پاسخی طبیعی است و مجرم اصلی، زن کنشگر که سبب برانگیختن این پاسخ مرد شده است.
در عرف زنانه نیز عبارت"مرد اند دیگر" که به کرات به کار می رود، دال بر همین بی اختیاری مردان است.این تلقی از سویی تحقیر است و از سوی دیگر مردان را از خطا تبرئه می کند.گرچه مردان در برخی موارد از این نگرش می رنجند. عبارت"ما که حیوان نیستیم."به این نکته اشاره دارد که نگرش صرفا محرک-پاسخ به مسئله تبرج های زنان-جرائم مردان نهایتا بر همین معنی استوار است.
تذکر نظری:- اخلاق و دینداری بدون پذیرش اختیار معنا ندارد.این مطلب به درجات مختلف در موارد مختلف درباره مردان و نیز زنان صدق می کند.
- علی رغم اهمیت کنش زنان، مردان ، انسان هستند و بنا برفرض قادر به رفتار اخلاقی می باشند.
-شواهد زیادی وجود دارد که مردان می توانند حتی در شرایط بسیار دشوار ، اخلاقی رفتار کنند و این امر /خلاف آن ناشی از عوامل بسیار اقتصادی، تربیتی...است.در حقیقت علی الاصول اکثر مردان،خود-کنترل هستند و بزهکاران -اگر ناهنجاری به حساب می آیند-در اقلیت می باشند/باید باشند.
عقل در فعلیت خود زندگی است. ارسطو