آیا این کتاب های فارسی بود که مرا با ادبیات آشنا کرد؟

هرگز!

واقعیت این است که این بهروز بقایی بود که مرا به ادبیات علاقمند کرد. منصفانه نیست که اصلا اسم آثار او در این حوزه را یادم نیست.

اما یادم هست که نقالی های او و دختر نوجوانی که به او می گفت دایی، حوصله من و شاهنامه را آشتی داد. یا سریالی که اصلا یادم نیست به او چه ربطی داشت، با بازیگری یوسف تیموری، به من آموخت باید از ادبیات فارسی، حرف زدن را یاد بگیرم.

یا دنیای شیرین که اهمیت نوشتن را آموخت. نوشتن به مثابه آیین نسل ما.

یادم هست در مجموعه هایی با حضور یک مهتاب خانم -که حتی فامیلی اش را نمی دانم- یک عالمه شعر و متن درست می شنیدم.

در تله تئاترهایی از او با عرفا و شاعران ایرانی آشنا می شدم. هنوز تصویر بایزید را که پسرکی بازی می کرد یادم هست. این اولین ملاقات من با بایزید بود و البته آموزنده ترینش برای یک نوجوان ایرانی .

و بسیار  و بسیار و بسیار

چه شد که اینها یادم آمد؟

خیلی اتفاقی. تلویزیون را روشن کردم و خندوانه بود و ناگهان بهروز بقایی که معلم ادبیات من بود، بیش از هر کسی.

کاش می شداین تشکر را دست به دست بچرخانید و برسانید به او، به کسی که به نسل من بسیار از فرهنگ، زبان، سخن، تاریخ و هویت ایرانی آموخت.

به کسی که دانشگاهی نبود.

به کسی که هیچ یک از عموها و خاله های فعلی و یا مجری های هیجان زده نوجوان جایش را نگرفتند و من به این سبب برای فرزندانم متاسفم.