آدم وقتی ازدواج می کند ، تازه متاهل ها را می بیند؛

نگاهشان می کنی تا یاد بگیری،تا بدانی قرار است چه شود،

مثل آدمی که میخواهد آینده ی خودش را ببیند؛

بداند چه بر سر امیدهایش خواهد آمد ...

اما یک ماهی از عقدم نگذشته بود که روابط مشکوک شوهر ستاره لو رفت، کمی بعدتر متین و همسرش هم را زدند، خانه ی خودمان بود که مهر به دوستم نصیحت کرد که فکر طلاق را ازسرت بیرون کن...نه که قبلا این خبرها نبود یا من اهمیّت نمی دادم،نه

اما حالا هر خبری از این دست چنان قلبم را به درد(حتّی  درد جسمی ) می آورد که انگار تیر خورده ام؛

حالا که دارم به عروسی ام فکر می کنم ،حتی آسیب پذیرتر شده ام

دیروز که دردودل کسی را شنیدم دیگر فقط غم نداشتم،عصبانی بودم، دلم می خواست هردوشان را بزنم ، بگویم لعنت به همه تان، دلتان برای خاطره هاتان نمی سوزد،برای عکسهای تان،برای خوشی هایتان، حداقل به من رحم کنید،

شماها باعث شدید تمام روزهایی که باید خیالبافی می کردم را به ترس بگذرانم، هر وقت احساس خوشبختی کردم صورتهای غمگینتان به من می گفت که نباید مطمئن باشم ، در شادی ،امیدهایم را تهدید می کردید و در غم ها تمام وجودم را تسخیر می کردید،

به محض پیش آمدن هر مشکلی یادتان می افتادم یاد آنها که به سادگی، زندگی شان تمام شد ، یاد آنها که حتّی اندازه ی زمان و هزینه ای که صرف انتخاب لباس عروسشان کردند، صرف نجات رویاهایشان نکردند، ...

شماها مقصرید، شماها که آن همه زیبا بودید، خوشبخت بودید، موفق بودید، قوی و عاقل بودید و حالا اینقدر آسان ،ازدواج مریضتان را زنده به گور می کنید و هیچ تلاشی برای نگه داشتنش نمی کنید. شما که اینقدر ساده، کم آوردید و باعث شدید ترس، من را فلج کند. هش دار خوب است،احتیاط خوب است، من ناراحت آرزوهای واهی یا مدعی بودن یا غرور از دست رفته ام نیستم که از اول هم نداشتمشان، اما انصاف نیست که به خاطر شما، نهایت افق و آرزویم بشود به زودی  طلاق نگرفتن.

چه می شد می شنیدم که زن و شوهر دعوا کنند، ابلهان باور کنند، شاید اشتباه کنند اما زود جبران می کنند، این جوانهای تحصیلکرده دیگر بلدند زندگی کنند، بچه های اهل مسجد و هیئت شانشان اجلّ است از اینکه به آسانی به طلاق فکر کنند چه رسد که مرتکبش شوند،

چه می شد که کسی برایم می گفت دور و برت را نگاه کن، این همه آدم خوشبخت و شاد، نه که بی مشکل باشد اما هنر همین است، زندگی ات را مثل یک بچه بزرگ کنی و تروخشک کنی، آسان نیست اما لذت بخش است، نترس!همه چیز به خوبی و خوشی پیش می رود و تو هم مثل همه ی این آدمها خوشبخت خواهی شد.