ما بودیم که به دکتر احمدی نژاد رای دادیم.

ما بودیم که از او دفاع کردیم.

ما بودیم که در حد توانمان برایش تبلیغ کردیم.

ما بودیم که پس از طرح تقلب اصرار کردیم که ببینید ما این همه بودیم که به او رای دادیم.

بله، ما بودیم.

این حرفها را برای این نمی زنم که  از همان روز اول ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد و حالا بیشتر، هرکس غمگین یا آزرده می شود؛ به من می گوید:"شما نبودید که این کار را کردید؟"

این حرف را به خاطر این نمی زنم که بگویم پشیمانم، بلکه می خواهم مسئولیت انتخابم را بپذیرم. می خواهم اگر اهمیتی داشته باشد دلایل انتخابم را بگویم.

من مشکلی با عذرخواهی کردن ندارم. من به اندازه ی همه و بیش از مخالفان رئیس جمهور، از خطاهای دولت او رنج کشیده ام و اگر کسی را خوشحال می کند، می گویم:متاسفم. متاسفم اگر گزینه ی بهتری ممکن بوده و من نفهمیدم. اما قضیه این است که در آن موقع،این، انتخاب خوبی به نظر می رسید.

می توانم جریان استدلالم را برایتان توضیح دهم؛ اما به نظرم هیچ چیز آن دلایل امروز مهم نیست جز این که من و ما چنین انتخاب کردیم چون فکر می کردیم اوضاع، بهتر می شود. ما از هیچ کس متنفر نبودیم، ما نمی خواستیم با این انتخاب حال کسی را بگیریم، ما آدمهای خاصی نبودیم که از این انتخاب منتفع شویم، ما هرگز در پی رنج یا آزار کسی نبودیم.

حالا که انتخابات نزدیک است، من نگران خشمی ام که روز به روز بیشتر می شود، زنده شدن کینه های گذشته، زاده شدن نفرتهای نو. من این حرفها را می زنم چون دلم می خواست از هم متنفر نباشیم و فکر نکنیم هرکس، هر موضع سیاسی که داشته و دارد، قصدش آزار سایرین بوده و هست.

من دلم می خواست ، فقط دلم می خواست همه با هم دوست بودیم و به خوبی و خوشی تا آخر عمر با هم زندگی می کردیم و آن وقت حتما اوضاع خوبتر می شد.