مقدمه

اشهد انّی قائل به حجاب و کارکردهای اجتماعی آن هستم.

اما بعد

راستش این هندی ها دل مرا به درد آوردند. پس از اتفاق خمینی شهر و مشابهات آن تا همین دختر هندی مباحث بسیاری مطرح شد که از اهمّ و اکثر آنها نقش قربانی در جرم است. به بیان ساده عموما در پی وقوع جرایم جنسی علیه زنان می پرسیم: ظاهر زن چگونه بوده است و این پرسش غلط نیست.

اشکال دراین است که ما خشمگین نمی شویم. ما یعنی جامعه ی مذهبی قائل به حجاب بالاخص مردان از این وقایع خشمگین نمی شوند. راه پیمایی خودنگهداری و شرف (در تکمیل عفاف و حجاب) برگزار نمی کنند. حتی گاهی از این حوادث چنان سخن می گویند که  خلاصه یعنی"اصلا حقش بود. خیلی هم خوب شد."

1-   ما اینجا با یک تناقض روبه رو هستیم: آن که "حجاب" را امری معنادار می داند، علی الاصول مفهوم"غیرت" برایش فضیلت است. غیرت ایجاب می کند مرد مسلمان نگران و مراقب حریم زنان (همه ی زنان) به مثابه نوامیس باشد.این مرد ممکن است حتی علی رغم میل خود زن بکوشد حریم او را نگه دارد.از حیث عملی در این جهت تلاش می کند که زنان نه توسط خود و نه توسط دیگران بدل به ابژه ی لذت نشوند. از جهت احساسی نقض حریم زنان او را خشمگین می کند.

     اما چنین حالتی در بسیاری از ما دیده نمی شود.ما فقط به حجاب اعتقاد داریم و لاغیر.ما نگران زنان نیستیم و اگر هتک حرمتی صورت می گیرد؛خشمگین نمی شویم چون حتما تقصیر از زن بوده است.هندی ها اما غیرت دارند.

2-   بسیاری از جرائم جنسی علیه زنان توسط خود زنان مخفی نگه داشته می شود. به طریق اولی محجبه ها از مشکلاتی که دارند و از بلاهایی که به سرشان آمده،حتی الامکان، نمی گویند. دوستانی که تنها علّت جرایم جنسی را بدحجابی می دانند، بدانند زنان محجبه هم قربانی می شوند. کودکان هم, حتی مردان هم گاهی.

روشن است که آتش چو گرفت خشک و تر می سوزد، اما این به هزار و یک کار امنیتی، اجرایی، تربیتی،قضایی و حقوقی که می شود برای افزایش امنیت کرد، ربطی ندارد.

3-   هیچ راهی به رم ختم نمی شود.

مشکل این است که بسیاری از ما از هیچ راهی به خطاکار دانستن مجرمان جنسی و رفع علل مختلف این جرایم منتقل نمی شویم و در جرم قربانی می مانیم:

ما از راه دین نمی رویم که به مردانمان حفظ حریم زنان را بیاموزیم و در صورت مشاهده ی نقض، تلاش در جهت دفاع از آن را فضیلت بدانیم.

ما از راه های مدرن نمی رویم که امنیت را حق طبیعی هر انسان از جمله زنان بدانیم.

ما از راه اولیات اخلاق هم نمی رویم که بگوییم اگر زن ،انسان است و در مقابل "باید حجاب" و "نباید بی حجابی" مسئول است، مرد هم انسان است(نه حیوان یا دستگاه محرک-پاسخ) و در مقابل "باید خودنگه داری و نجابت " و "نباید هرزگی و خشونت" مسئول و در صورت تخطی، مجرم است.

4-   قبلا درکی از " غیرت" نداشتم.آن را صفتی فردی و کم اهمیت می شمردم. حالا تصور می کنم مثل هزار و یک مفهوم نافهمیده ی دیگر، اگر این فضایل را در سطح کلان و اجتماعی آن ببینیم و در ابعاد اجرايي و تربيتي و فرهنگي دروني اش كنيم،متوجه اهمیّت و ارزششان می شویم.

خدا از سر تقصیراتمان بگذرد، ان شاء الله.