تاملاتی در باب ترشیدگی
۲. ترشیدگی و مسئله ی مرگ و زندگی
آنان که ما مایلیم همه شان را ترشیده بنامیم، اقسامی دارند:
۱- ترشیدگی عدم/مطلق: دخترانی وجود دارند که چنان احساس ترشیدگی می کنند که انگار زندگی شان نابود شده است. دلایل احساس نیاز مبرم ایشان به تاهل متعدد است: ارزشمند دانستن ازدواج ، فشار اجتماعی، میل به داشتن دوست و همراه، فشار اجتماعی، نیاز به منبع مالی، فشار اجتماعی، میل جنسی، فشار اجتماعی، دلایل دینی، فشار اجتماعی، فشار اجتماعی و باز هم فشار اجتماعی که به اشکال مختلف ظاهر می شود: تمسخر، تحقیر، زنهایی که مردشان را از ایشان قایم می کنند، مردانی که حس می کنند این زنان در تعقیب ایشان اند و بسته به تعهد اخلاقی شان واکنشهای مختلف- و در هر حال ناراحت کننده ای- نشان می دهند، نقدهای تند از موضع دین که به شدت مؤثرست و...
واکنش این افراد نیز مختلف است: افسردگی، بی بندوباری، تلاش های دینی، اعمال خرافی، ناامیدی، عمل جراحی زیبایی، تن دادن به ازدواج با اولین مذکر ممکن به صرف مذکر بودنش...

2- ترشیدگی نسبی: این دسته علاقمند به تاهل و از تاخیر آن ناراضی اند، با این حال دست به اعمال پرخطر نمی زنند.لذا ممکن است از برخی ملاکها یا شان خود به نفع ازدواج کوتاه بیایند اما دقتهای حداقلی را دارند و به هر قیمتی درگیر آن نمی شوند.
3- عدم ترشیدگی: بسیاری از دختران در سن ازدواج یا رد شده از آن، اصلا خود را ترشیده و نا-بود تصور نمی کنند. ایشان اقسام مختلفی دارند: اساسا مخالف ازدواج یا متنفر از مردان/ ایرانی یا سختگیر در ازدواج یا بسیار علاقمند به تاهل که به دلایل مختلف ازدواج نکرده یا نمی کنند. یکی از رایجترین دلایل افراد این دسته اینست که مردی در خور خود نمی یابند. این ادعا که بسیاری از مردان ما به اندازه بسیاری از زنان ما رشد نمی کنند، قابل بررسی است.
در هر حال اینان خود را انسان می دانند و نه "زن یک مرد".لذا می توانند به زندگی عادی خود بپردازند بی آنکه احساس کنند گندیده اند. بسیاری از ایشان دین دار هم هستند ولی فکر نمی کنند خداوند از آنها انتظار دارد به هرقیمتی شده ازدواج کنند. خیلی از آنها اگر با موردی در شان خود برخورد کنند، ازدواج خواهند کرد اما از تجرد خود نیز راضی هستند. در حقیقت تنها مشکلی که "ممکن است" ایشان را آزار دهد فشار اجتماعی است که آن را هم اغلب به دیده ی تحقیر و ترحم می نگرند.
به هر ترتیب گفتمان مردانه این گروه آخر را اصلا و دسته ی دوم را کمتر می بیند. به نظر می رسد اصطلاح"ترشیده" به معنای درست کلمه تنها بر دسته ی نخست قابل اطلاق باشد که احساس خود-ترشیدگی دارند وگرنه سایر دختران و زنان مجرد، سلامت و طراوت زندگی شان را به"شوهرداشتن" مشروط نمی کنند. این به معنای مخالفت با تاهل یا مردان نیست بلکه دقیقا به همان معناست که" یک تک فرزند می تواند علاقمند به داشتن خواهر یا برادر باشد ، اما تباه کردن زندگی اش در فقدان آن مطلقا خطاست. از این فاجعه بارتر آن است که جامعه، او را به خاطر این فقدان به چنان حس و عملی بکشاند."


عقل در فعلیت خود زندگی است. ارسطو