مواجهه با امر دشوار2.

سلام

متشکر از نظراتتان تا حالا.

در بررسی این قضیه باید به چند مسئله فکر کرد و به خصوص مخالفین باید جواب براش داشته باشند.من با چنین مرکزی مخالف نیستم چون راه حل بدیلی ندارم. قبل از ادامه ی بحث خواهش می کنم بحث را در سطح اجتماعی ادامه بدهید چون در سطوح دیگر من نه تخصصش دارم و نه روش را:

۱- انسان ها نیاز جنسی دارند.

۲- متاسفانه نیاز جنسی همه در خانواده، تامین نمی شود.

۲-لذا در همه جا و همه ی زمانها، علاوه بر نهاد خانواده، فضاهایی برای تامین نیاز جنسی بوده و هست.

۳- ممکن است به نظر نرسد. اما در جامعه ی ما هم این فضاها به شکل غیررسمی وغیر شرعی-و گاهی شرعی- هست.

۴- ما می خواهیم با این آدمها چی کار کنیم؟ بکشیم شان؟ رهایشان کنیم تا خودشان راه هایی پیدا کنند و بعد با هزار مشکل دیگر مواجه شوند؟

۵- برخی از ما درک تلویزیونی و گل و بلبلی از جامعه مان داریم.من هم داشتم. اما به لطف قدری مطالعه و دوستی با مددکاران اجتماعی که در حوزه ی زنان آسیب دیده کار می کنند ، بعد از کلی مقاومت به این نتیجه رسیده ام که فقط داریم اوضاع را بدتر می کنیم.

ما با کلی انسان طرفیم که مریض می شند، آسیب می بینند، کشته می شند، معتاد می شند،بچه سقط می کنند،دزدیده می شند، ازدواجهای شتاب زده می کنند و ...و نه تنها دنیا، بلکه ابدیتشان را می بازند برای این که ما حاضر نیستیم راه حلی پیش پایشان بذاریم.

۶- پس زنها چی؟ فرض ما اینه که تنها طرف منتفع از این کار، مردها هستند و زنها تحقیر و ابزار شده اند. این فرض خیلی اوقات درسته. اما حالت ایده آلی را لحاظ کنید که ما به این مراکز همان قدر عادی نگاه کنیم که به یک رستوران. آن وقت خیلی قضاوتها فرق می کند و زنهای بی خانواده هم می توانند منتفع شوند.

به علاوه واقعیت اینه که بسیاری زنها مجبورند برای کسب درآمد، هر کاری بکنند. فیلم ده نمکی که یادمان هست؟در این سیستم  گناه نکرده اند، سلامتشان به خطر نمی افتد، کتک نمی خورند، کشته نمی شوند.

۷-آیا ما به فرق دزدی با خرید اعتقاد داریم؟ چرا به فرق رابطه ی نامشروع با عقد حلال اعتقاد نداریم؟ یا فرق دزدیده شدن و آسیب دیدن دخترها و پسرهای بی نوا با توافقی معقول و امن؟

چرا از این مرکز حالمان به هم می خورد اما از آنها که آنتالیا و دبی می روند، پارتی می گیرند، در خیابان مثل پارتی می گردند، عکس های ناجور توی گوشی شان نگه می دارند، با عطش ماهواره می بینند و ...حالمان به هم نمی خورد؟

۸-آیا این یکی از تکلف های بی شماری نیست که نه فایده دارد، نه زیباست، نه ارزشمند است و... و  ما باز هم به آن چسبیده ایم؟

هایبل خدا بیامرز علیه آلاف التحیه و السلام، پرونده ای در این باره داشت که توصیه می کنمش.

این متن را هم ببینید.متفکرانه است.

مواجهه با امر دشوار

سلام

راستش این مطلب را با تردید می ذارم. اما یه چیزایی همیشه اطراف آدم می چرخه و با اینکه همیشه به خودت قول می دی"من قاطی این قضیه نمی شم." آخرش یه جایی چشمات را باز می کنی و می بینی داری درباره اش حرف می زنی.

یه عزیز که در اینجا"جامعه شناس" می نامیم اش، این ایمیل را برای من فرستاد و با هم تصمیم گرفتیم به صحن علنی بیاریمش.بیایید با هم حرف بزنیم.

(  صبح دیروز در شبکه اجتماعی فیس‌بوک و توییتر وبلاگی معرفی شد با عنوان مرکز رسمی ازدواج موقت تهران» و سریع در صفحات تعداد زیادی از کاربران این شبکه‌ها به اشتراک گذاشته شد و نظرهای مختلفی در رابطه با آن مطرح شد. زمانی که وارد این وبلاگ می‌شوید عنوانی با مضمون «این وبلاگ در ستاد ساماندهی وزارت ارشاد به ثبت رسیده است» خودنمایی می‌کند و در معرفی آن ‌آمده است که «مرکز رسمی ازدواج موقت جامعه مجازی پیوند (زوج‌یابی) تهران» و به کاربران اطمینان داده می‌شود که «خدمات مربوط به ازدواج موقت، خدمات خصوصی تلقی شده و اطلاعات مربوط به آن در اختیار هیچ ارگان یا سازمان دولتی قرار نمی‌گیرد و در هیچ کجا (بجز این مرکز) ثبت نمی‌شود و برای مخاطبین مشکل‌ساز نخواهد بود.»


ادامه نوشته

مادر! پدر! کی مقصره؟

۱-آقای دکتر از امریکا آمده اند درباره ی سیاستهای استعماری آمریکا سخنرانی می کنند.

کل صحبتها درباره این است که آمریکا ظالم است.

 اوباما فرق خاصی ندارد با بوش، به جز اینکه شیک ترست.

امریکا به دنیا و مردم خودش ستم میکند و خلاصه مرگ بر امریکا.

طرف در موسسات سیاهان و مسلمین کار می کند، به تظاهرات ضد جنگ با ایران رفته و هم و غمش اینست که امریکا به جای جنگ و کشتار به مردم ضعیف کشور خودش برسد. آدم احساس می کند این را از بسیجی، طرح ولایتی آورده اند، به جای امریکایی قالب کرده اند.

۲- از این طرف چندتابچه ها اشکال می کنند که:

- چرا ادعا می کنید ملیونها نفر در عراق و افغانستان مرده اند؟این آمار بزرگ نمایی شده است.

-چرا می گید امریکایی ها مقصر مرگ اینها هستند؟ اختلافات داخلی هم زیاد کشته می دهد.

- چرا می گید آمریکایی ها نژاد پرستند؟ مگر رئیس جمهورشان، سیاه نیست؟

یعنی از استاد امریکایی که مرگ بر امریکا و از بچه ها که درود بر امریکا!

۳- هی دارم پیش طرف خجالت می کشم.دلم میخاد این بچه ها را خفه کنم. اما استاد از این تفکرات ما مطلعه.برای همین دست از تعارف بر می داره و می گه: اگر فکر می کنید اوباما میاد شما را نجات بدهد، سخت در اشتباهید.او سگهاش را می فرستد اینجا.

بعد عکس یه سرباز امریکایی با یه سگ که دارند یکی را در ابوغریبی، گوانتانامویی شکنجه می دهند، نشان می دهد و می گوید: مثل این دو تا سگ. اوباما نگران شما نیست.هیچ کس نگران شما نیست.

اگر فکر می کنید با مذهب کمتر، آنها کمتر از شما متنفرند هم در اشتباهید.مگر مصدق را ساقط نکردند؟

۴- محض رضای خدا بشینیم فکر کنیم چرا دست پرورده های ما این طوری می شند؟دلشان کجاست؟