کاری که فقط از یک مرد برمی آید.
مدام فکر می کردم یادداشتی مشتمل بر "بس کن آقا"به بخش آقایان بفرستم یا پاشم همین فحوا را بلند بگویم یا بروم دم در قسمت برادران بگم قطع کنید این مداحی بدتر از ذم را. اما چنان در حفظ شئونات اسلامی تلاش شده بود که هیچ راهی به قسمت برادران و لذا مداح محترم نبود. در آن مدت که حضرتش بی خیال قضیه هم نمی شد من آرزو کردم مرد باشم.
دلم می خواست مرد بودم و یقه مداح را می گرفتم و تو صورتش داد می زدم که آخه مردک،درباره خواهر و مادرت یا پدرت یا تن خودت همین ها را می گی که درباره ناموس خدا؟ اونا اینقدر بی حیا بودند که احوالات خصوصی و حال بدنشان را بلند بلند فریاد کنند و راوی هم بوده و نگاشته و نسل به نسل غیورمردانی مثل تو انتقال داده اند تا ما امروز بدانیم فلان خانم بزرگوار ....یا امام و شهیدانش...
گیرم که بوده و عرب اصولا ریلکس است.تو نباید حرف دهنت را بفهمی و لااقل به اندازه زن خودت روی زنان مقدس آل الله غیرت داشته باشی؟
آن روز گذشت و روزهای دیگر و روضه های نامستند، بی ادبانه و احیانا زشت و مستهجن هم می گذرند و من در قسمت خانم ها حرص می خورم. این دیگر کار ضرغامی و نیروی انتظامی و دولت نیست.این کار مردها است. گذشته از خرده مجالس زنانه، مجالس بزرگ و مداحان ما مردانه اند و مردان باید خودشان عهده دار نظارت بر مداحین شوند.وقتی مزخرف می گویند جلویشان را بگیرید.وقتی مشکوک حرف می زنند ازشان بپرسید.یادشان بدهید نجیب باشند،مودب باشند، صحیح حرف بزنند.این کاری است که فقط از شما برمی آید: نظارت مردمی و در این مورد مهم، وسیع و حساس:مردانه.

به احترام نام بلند حضرت زینب صلوات.
عقل در فعلیت خود زندگی است. ارسطو