سیاست نمی دانم. به خصوص سیاست های خبری را.

نان و نمکش را خورده ام. با آن مهمان نوازی های عجیب کریمانه و مهربانی اش با همه،خاطرات شیرین.

صدام از کربلا اخراجشان کرد... بیماری و ادامه مطالعه ...شاگرد آیت الله قاضی..رد وهابیت....مجتهد۱۸ساله....زندگی سخت و خدایی داشت.

از هنرپیشه ها و خواننده ها کمتر نبود به گمانم.حیف به روی خودمان نمی آوریم:  

 آن مرد خدا درگذشت.

برای شادی روح پاکش صلوات.

حضرت آیت الله العظمی حاج سیدعباس حسینی کاشانی دارفانی را وداع کرد.

بنیان خانواده

۱-در نظریه های اجتماعی یک نگاه به کنشگر(فرد) اینست که او را عاقل بدانیم ،هر کار انجام می دهد دلیلش را بپرسیم و فرض کنیم با محاسبه منافع ومضرات دست به اقدام زده.  این نگاه كه بخشی ازحقیقت را روشن می کند در ایجاد تغییرات اجتماعی می تواند مفید باشد.

 فرض کنید آدم عاقلی علاقمند به بنیان خانواده دو انتخاب دارد:فرار از زندان و تاوان  (بحث به استناد قطعات پراکنده ایست که ازهردودیده ام و طبیعتا خطا در آن هست):

تاوان با مرجان که از شوهرش طلاق گرفته، پویان به زنش خیانت می کند و او را می کشد،مادرش صرفا حضور تلفنی دارد،پدر و پسر دائم الدعوا،پسر کلا بی خانواده(دوست پسر اسبق) و... فرعي ها هم هيچي.خانواده هایی  را که درسایر فیلم های وطنی دیده اید مثلا فاصله ها و زیر8 مرور کنید.

فرار از زندان با مایکل که برای نجات برادرش هرکاری می کند،برادرش برای نجات پسرش،مایکل برای نجات سارا،سوکر برای ازدواج و در ادامه بودن با همسر وفرزندش،سیاهپوست و مامور فصل1و..و حتی تی بگ در آرزوی این که کسی دوستش داشته باشد و یک خانواده.فرعي ها هم يا به حلقه شان زل مي زنند يا عكس يا تماسي از خانواده دارند و درنهايت جمله لينكلن"فقط خانواده ارزش مبارزه دارد."

 این سریال صرف نظر از اکشنهایش پر از داستانهای خانوادگی گل وبلبل با شرایط مختلف است وهمه شخصیتها در حال خودکشی برای خانواده شان اند.

کنشگر علاقمند به بنیان خانواده کدام را انتخاب می کند؟

۲-البته فيلم شامل اموري هم هست كه جزء فرهنگ خانواده آمريكايي هست و با ما نمي سازد. طبیعی است آنها آنچه می پسندند تصویر کنند.اینکه ما این کار را نمی کنیم غیر طبیعی است.چی مانع ماست ؟

ان شاء الله ادامه دارد                                        

کنترل لذت یا لذت کنترل؟ (مسئله حجاب2)

یک دریافت رایج از حجاب  که به نظر می رسد نهادهای رسمی نیز در عمل به آن نزدیکندبا کمی صراحت و شاید بزرگنمایی اینست:

زن فقط وهمواره ابژه لذت است و چون دیگر امکان در خانه نگه داشتش نیست پس برای حفظ سلامت جامعه از این آلودگی های بالقوه باید هر چه می توان پوشاندش. معنایی که این حجاب برای زنان دارد فروکاهی ایشان به نازلترین وجه وجودی و در موارد بسیاری انحصار به آن است.

صرف نظر از ناسازگاریهای این نگاه با متون دینی و رویه حضرت زهرا(س)،حضرت زینب(س)...و برخورد پیامبر وائمه، در واکنش به این رویکرد به دو دلیل می توان بدحجاب شد:

1-    اگر زن= ابژه لذت و لا غیر. آنگاه ابزار قدرت،کسب منافع وابراز وجود او منحصر به تبرج است. این نتیجه برای موجودی که جز این نیست، طبیعی به نظر نمی رسد؟

2- اگر زن = انسانی با ابعاد مختلف از جمله وجه زیباشناختی-لذی. آنگاه: مخالفت با حجاب موهنی که برمبنای درکی حداقلی از زن مبتنی است البته بدون تبرج.رویکردی رایج در بدحجابهای فرهیخته.

در هرحال تقریرمبتنی بر درک فروکاهنده از زن و البته مرد که آنان راجزساختاری از کنش-واکنشهای جسمی نمی داند و هر مواجهه را به رابطه لذی وحیوانی تفسیر میکند، منجر به دریافت روسری به مثابه توسری یا اسلحه کنترل لذت در این موجودات بی بهره از خودکنترلی،می شود.

اما روایت دیگری نیز از حجاب هست که محجبه های مفتخر به حجاب به آن نزدیکترند یعنی حجاب به مثابه لذت کنترل:

زن ،انسانی با ابعاد مختلف از جمله بعد لذی است وبرای اینکه کنترل این بعد در اختیار خودش باشد از حجاب استفاده می کند. پس حجاب بر مبنای ابژه بودن او لازم نمی شود بلکه دقیقا برای رهایی از وضعیتی که بی اختیار ابژه لذت باشد ، مفید است و به او کمک می کند که برای ابعاد وجودیش خود تصمیم بگیرد. پس حجاب بر او تحمیل نمی شود بلکه از سوی او اعمال می گردد.

تذکر: تبیین جالبتر و احتمالادیندارانه تر بیان امیرخانی در "من او"  از زبان پدربزرگ است: چون خدا گفته.

به همین سادگی، به همین شیرینی.

این که نهادهای رسمی چه طور قادر به پرورش چنین رویکردی هستند و وضعیت فعلی دینداری ما از جهت اطاعت خدا، قابل بررسی است. 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱.الهام گرفته از کتاب پست مدرنیسم بحث هویت

۲.اگر بخواهم عنوانی فرعی بدهم،می گویم :زن ها شکلات نیستند.

    

آزمون زبان دکتری

با احترام تقدیم به یل قوان عزیز و فری که از خارج آمده:

تا پیش از این آزمون زبان عمومی دکتری ملقب به تافل را هر دانشگاه جدا برگزار می کرده و اگر شایعات متمرکز شدن کنکور درست باشدُ اطلاعات حقیر سوخته است. در هرحال این پست و امثال آن فقط بیان تجربه ی حقیر است و دوستان باید با دیگران هم مشورت کنند که هر سری عقلی دارد.خلاصه :

- شما یا باید آزمون زبان دانشگاهی که قصد تحصیل در آن دارید را بدهید یا دانشگاهی که آزمون زبان آن مورد قبول  دانشگاه مدنظر شما باشد. این قضیه در سایت دانشگاه اطلاع رسانی می شود. 

- دانشگاه تهران از این امتیاز برخوردار است که هم در سال چند آزمون برگزار می کند و هم مورد قبول اکثر دانشگاه ها است.

-تذکر: بعضی  دانشگاه ها داستان جدایی دارند مثلا علامه تا چند سال پیش آزمون نمی خواست. خلاصه قبلا از دانشگاه مربوطه بپرسید.

- امتحان در اغلب موارد فقط عمومی است اما مثلا  دانشگاه اصفهان یک بخش تخصصی هم دارد که توضیحش باشد برای بعد.

- عمومی شامل قواعد و گرامر می شود:

۱- قواعد: به نظر می رسد به دلیل سطح پایین زبان مملکت اگر شما در حد یک کنکوری درس خوان لیسانس آماده باشیدُ حداقل نمره را می گیرید چون حداقل امتحان حقیر پر بود از کاربرد های مختلفpp  جمله های با if, since قیود و زمان ها و مجهول ها و پرسشی ها. برای قواعد خواندن کتاب های زیادی هست یکی اش کتاب gramer in use oxford  است که بسته به سطح شماست . رنگ سرمه ای اش که فکر کنم intermediate است، مفید است.

۲- کلمات : برای کلمات بسیار مرسوم است که کتاب ۵۰۴ خوانده و قبول هم می شوند. اما افرادی که - مثل حقیر- نمی توانند لغت تنهایی حفظ کنند یا باید کلاس زبان بروند که هر چه بود مهم نیست بلکه فقط قرار است به شما لغت عمومی اضافه کند یا خودشان کتاب  عمومی زبان interchange/ headway یا هر چیز دیگری که دوست دارند بخوانند. ایضا از آکسفورد کتاب vocabulary in use مفیده. این قلم کتابها هم خودآموز است هم تمرینهای خوبی دارد. کلا سری کتابهایش خیلی مفید است.

نکته مهم: برای فهم مطلب، آنچه احتمالا به اندازه زبان دانی مهم است توان فهم کلی یا حدس است. در هر حال شما برخی لغات را بلد نخواهید بود . اگر از حالا سعی کنید متون را - لااقل- در مرتبه اول خواندن - بدون دیکشنری بفهمید این توان را پیدا خواهید کرد . پس یاد بگیرید به دیکشنری متکی نباشید.

- از اسم تافل نترسيد. آنقدرها هم سخت نيست.

در نهایت یادمان باشد علت العلل کس دیگرست.

                                                          مويد باشيد.